فعالیت های اجتماعی و ارتقای سلامت

 

نقش فعالیت های اجتماعی در حفظ سلامت

انسان امروز ارزشی بیش از اندازه برای “راحتی و آسایش” قائل شده که بخش زیادی از مشکلات و بیماری ها ناشی از همین راحت طلبی است. راحتی بیش از اندازه و بی تحرکی نه تنها کسالت بار است، بلکه به بی تحرکی مغز هم می انجامد. بد نیست بدانید که جرج برنارد شاو در سن 70 سالگی جایزه نوبل را برد. بنجامین فرانکلین تعدادی از بهترین آثار خود را در 84 سالگی نوشت و پیکاسو در دهه 80 زندگی قلم بر بوم گذاشت. پس برای آنکه بتوانید در اوج توانایی و در بهترین شرایط جسمی و روانی بسر برید، باید در میدان کار و عمل باشید.

فعالیت اجتماعی
انسان از لحاظ روانی یک مخلوق اجتماعی است و برایش مهم است که در اجتماع و زندگی نقشی داشته باشد تا احساس موفقیت و سودمندی بیشتری کند، عزت و اعتماد به نفسش تقویت شود، رشد روحی عاطفی و اجتماعی یابد، احساس تنهایی و ناتوانی نکرده و بتواند به بهترین نحو ممکن با مسائل برخورد و آنها را حل کند. نتیجه اینکه در هر سنی فعالیت اجتماعی برای حفظ سلامت بدن لازم است. حتی افزایش سن و پیری نیز نباید منجر به دوری از اجتماع گردد. این در حالی است که برخی افراد با رسیدن به سن بازنشستگی یا سالمندی از کار و اجتماع دور شده و نشستن روی صندلی و ماندن در خانه را ترجیح می دهند و برخی دیگر فعالیتی را جایگزین کار قبلی نموده و همچنان در نقش های متعدد اجتماعی درگیر شده و این چنین احساس رضایت می کنند. وقتی برای انجام کاری از ظرفیت های جسمی و روانی خود استفاده کنید، مغز کارایی خود را حفظ خواهد کرد؛ وگرنه با گذشت زمان ناتوان تر خواهید شد.

داشتن هدف:
در هیچ مرحله از زندگی بی هدف نباشید. هدف چیزی است که فرد را همیشه به حرکت وا می دارد. مهمترین اهداف زندگی تان را مشخص و برای رسیدن به آنها تلاش کنید. وقتی هدف دار باشید، انرژی بیشتری برای انجام کار پیدا می کنید، احساس اعتماد به نفس و خلاقیت بیشتری خواهید داشت، انگیزه بیشتری برای شروع کار داشته و به ادامه کار بیشتر مصمم خواهید شد.

ایجاد انگیزه:
در خود ایجاد انگیزه کنید. اجازه ندهید مشکلات غیر قابل اجتناب و موانع زندگی روزمره احساسات و روحیه شما را تحت تاثیر قرار دهند و تضعیف کند. میزان انگیزه و پشتکار شما روی میزان عزت نفس شما تاثیر دارد. باور کنید که از توانایی و کارایی بالایی برخوردارید؛ فقط باید بخواهید.

انجام کارهای سودمند:
وظایف و مسئولیت های روزمره خود را مرور کنید. هر محدودیتی هم که داشته باشید، باز می توانید مسئولیتی به عهده بگیرید. اگر کارهایی هست که باعث هدر رفتن وقت شما می شوند، آنها را حذف کرده و به کارهایی بپردازید که سودمند است. مثلا تماشای زیاد تلویزیون را حذف کرده و وقت آن را صرف ورزش، مطالعه و هر کاری که به پیشرفت زندگی شما کمک می کند، نمایید.

توانایی خود را ارزیابی کنید:
توانایی های منحصر به فرد خود را ارزیابی نموده و به کار گیرید. ببینید چه کاری را بهتر از دیگران انجام می دهید؟ در چه کاری مهارت دارید؟ انجام چه کاری برای شما آسان اما برای دیگران سخت است؟ وقتی شما کاری را به بهترین نحو انجام می دهید، مطمئنا بیشترین لذت را خواهید برد.

به گذشته فکر کنید:
همواره به گذشته خود بیندیشید که چه چیزی بیشترین سهم را در موفقیت شما تا به امروز داشته است؟ حتما کارهای بخصوصی هست که می توانید انجام دهید تا هم برای خودتان و هم برای دیگران ارزش فوق العاده پیدا کنید.

تاثیرگذار باشید:
اثر گذار و اثر پذیر باشید. شما در طول عمر پر فراز و نشیب خود تجاربی کسب کرده اید که با شرکت در فعالیت های اجتماعی می توانید توان علمی، تخصصی و آموزشی خود را برای خدمت به دیگران به کار گیرید و دیگران را از تجارب خود بهره مند سازید. از طرفی برقراری ارتباط با دیگران برای شما نیز فرصتی فراهم می آورد تا چیزهای جدیدی یاد بگیرید. این تعاملات اجتماعی موجب تقویت حس همدلی، همفکری و اثرات مثبت در جسم و روان خواهد شد.

به دیگران کمک کنید:
به یاری دیگران بشتابید. عمیق ترین احساس تنهایی زمانی به انسان دست می دهد که هدف اصلی او در زندگی فقط خودش باشد و بالعکس شادترین لحظات زندگی برای فرد زمان یاری رساندن به همنوعان است.

انجام کارهای مـورد علاقه تان:
کارهای مورد علاقه خود را بیابید و انجام دهید. فکر کنید چه کاری را واقعا دوست دارید و در همان زمینه فعالیت کنید. انجام کار مورد علاقه به معنی شور و شوق و خلاقیت در آن رابطه است که اثرات مثبتی نیز به همراه دارد.

بیکار نباشید:
در هیچ مرحله ای از زندگی بیکار نباشید. همیشه بکوشید و کاری انجام دهید. تمام تلاش خود را بکنید تا عقب نمانید. حتی در جا هم نزنید، بلکه همواره در حال پیشرفت باشید. در پی حرکت، فرصت ها و موقعیت های تازه نمایان می شود.

آینده نگر باشید:
از گذشته بیاموزید، در حال زندگی کنید و به آینده بیندیشید. اسیر و برده افزایش سن و حسرت گذشته نباشید. اکنون را دریابید و از بهره برداری زمان حال غافل نشوید. آینده نگری کنید و با تلاش بیشتر امروز، سازنده فردای متفاوت خود باشید. هر چند برای پیری حد و مرزی تعیین شده، اما سن هر فرد به روحیه و تصویری که از خود در ذهن دارد و به کاری که انجام می دهد، بستگی دارد. در واقع این شما هستید که خود را سزاوار جوانی می دانید یا با پذیرش ایده های غلط پیری را به خود راه می دهید. فراموش نکنید فقط یک بار زندگی می کنید، پس عمر و زندگی خود را هدر ندهید.

افزایش فعالیت بدنی:
پژوهش ها نشان داده فعالیت اجتماعی باعث افزایش فعالیت های بدنی و ذهنی، کاهش استرس و نگرانی، بهبود وضعیت خلقی و روانی، تغییر واکنش های شیمیایی درونی و تنظیم هورمون های داخلی بدن، افزایش خونرسانی به مغز و حتی تشکیل راه های ارتباطی عصبی جدید در آن می شود که همه این عوامل ضمن تاثیربر سلامت کلی و عمومی فرد، در سلامت مغز و عملکرد شناختی آن نیز موثر بوده و در پیشگیری از بیماری آلزایمر نقش دارند. اگر کاری را مثل همیشه انجام می دهید، همان چیزی را به دست خواهید آورد که همیشه به دست آورده اید. بدین ترتیب می توانید با طرز فکر و عمل خود سلامت تان را تضمین و با تغییر سبک زندگی آینده ای خوب بسازید.

هر چه قدر فرد ساعات بیشتری در روز حواس پنجگانه اش در تماس با دنیای بیرون قرار گیرد، مشکلات کمتری در جسم و ذهن خود خواهد داشت. همچون قانون طبیعت که هیچ چیزی ثابت باقی نمی ماند و دائما تغییر می کند، زندگی نیز پویاست؛ پس لازم است ما هم در این بین به حرکت در آییم. حداقل فایده اش این است که وقتی در حال فعالیت هستیم، فرصتی برای نگران شدن نداریم و حداکثر اینکه در پی فعالیت های اجتماعی انسانی قوی تر، تواناتر، با اعتماد به نفس بالاتر، خوشبخت تر و سالم تر خواهیم داشت.

10 فعالیت اجتماعی مهم برای احساس مفید بودن:

1. فعالیت داشتن به عنوان نیروی کار(انتخاب کار ساده و سبک بعد از بازنشستگی)
2. فعالیت داشتن به عنوان نیروی داوطلب در مراکز مختلف
3. عضویت در کانون های محلی
4. شرکت در گروه های آموزشی، ورزشی و فرهنگی
5. تماس های تلفنی، رفت و آمد با افراد خانواده، دوستان و همسالان
6. در صورت امکان انجام سفرهای تفریحی و زیارتی
7. رفتن به مکان های عمومی مثل پارک، سینما و موزه
8. شرکت در مراسم مختلف مثل جشن ها و برنامه های مناسبتی
9. قدم زدن و پیاده روی در هوای آزاد
10. خارج شدن از خانه در طی روز به بهانه خرید یا حتی فقط دیدن مغازه ها

منبع: عصر ایران

                                              فیزیوتراپی و کاربردهای آن

                                              اهمیت فیزیوتراپی در نظام سلامت 

قواعد موفقیت و کامیابی چیست؟

 

یکی کردن سه پست مجزا که در شهریور ۸۸ در وبلاگم (وبلاگی دیگر در اینجا) انتشار دادم:

موفقیت افراد بدون پایبندی و رعایت قواعد آن تقریبا محال است. این اصول و قواعد شامل موارد ذیل هستند:

-داشتن هدف های بزرگ. همچنین باید توجه داشت که اهداف انتخابی واضح و مشخص باشند و به صورت سلسله مراتب درنظر گرفته شوند که مقصود همان"اولویت بندی اهداف"است.

-تمرکز بر روی اهداف تعیین شده

-تکرار و یادآوری هدف های ازقبل تعیین شده به خود و گاها بررسی مجدد اهداف

-تصویرسازی و مجسم ساختن خواسته ها در ذهن

-تمرکز و تاکید بر روی هدف و کار اصلی

-شجاع بودن و اعتماد به نفس داشتن(جرات و خودباوری)

-امیدوار بودن حتی در شرایط ناگوار.فردی که امیدش از دست رود درحقیقت همه چیز را واگذار می کند

-صداقت در کارها و با هدف خدمت رسانی واقعی (نه زبانی) به مردم

-کنترل ذهن و معطوف کردن افکار به هدف اصلی.فرد باید افکار خود را نسبت به آنچه می خواهد توجه دهد

-مدیریت زمان و کنترل امور زندگی.اشخاص موفق از مهمانی های بی اهمیت,برنامه های تلویزیونی و تماس های تلفنی بی فایده اجتناب می کنند

-قدر فرصت ها را دانستن.فرصت های خوب نادرند و افراد به محض قرارگرفتن در چنین موقعیت هایی باید دقیق و عاقلانه برخورد کنند

-اطمینان داشتن به خود و حفظ روحیه خونسردی در هر شرایطی

-تحمل شکست درصورت ناکامی های موقت.اشخاص موفق درصورت شکست علت آن را بررسی می کند و اصولا بدون شکست موفقیت حاصل نمی شود. از طریق آگاهی نسبت به رازهای شکست و بحران است که موفقیت در آینده تضمین می گردد

-برنامه ریزی کردن جهت رسیدن به هدف مورد نظر.دسترسی به اهداف بدون برنامه ریزی امکان پذیر نیست

-یادداشت کردن اهداف.این فاکتور یکی از مهمترین عوامل کامیابی است و باعث تسریع در پیشرفت شخص می گردد.عموما افرادی که خواهان موفقیت واقعی می باشند از دفترچه یادداشت استفاده می کنند

-افراد موفق مسئولیت اعمال و رفتار خود را می پذیرند.مسئولیت پذیری از مشخصه های موفقیت به حساب می آید.

-کنترل احساسات.اگر بر اعمال و رفتار خود کنترل داشته باشیم و هیجانی برخورد نکنیم,موفقیت بیشتری را کسب خواهیم کرد.بلوغ احساسات عاملی است که بسیاری از افراد موفق را از اشخاص ناموفق جدا می کند.

-تلاش و کوشش مستمر به جای استراحت طولانی مدت که بیانگر پایبندی و تعهد شخص به سخت کوشی است.البته تلاش و کوشش باید درجهت رسیدن به اهداف ازقبل تعیین شده باشد.

-کنترل و تسلط بر ترس ها.جهت موفقیت در کارها باید با ترس ها روبرو شد.

-برقراری روابط اجتماعی موثر که بدون ایجاد ارتباط عاطفی امکان پذیر نیست

-عدم احساس گناه نسبت به وقایع گذشته ازطریق اصلاح نقاط ضعف

-ایجاد ارتباط صمیمانه با همکاران و حتی با افرادی که رقیب ما به حساب می آیند

-نگرش مثبت به خود و خوشبین بودن نسبت به آینده.حتی درصورت بروز مشکلات و نگرانی ها نیز باید با همین استراتژی با آن روبرو شد.

-برقراری ارتباط بیشتر با اشخاصی که ما را در فعالیت های مان حمایت می کنند و تلاش جهت تقویت چنین ارتباطاتی,یک عامل موثر و مهم پیشرفت در آینده محسوب می شود.

-افراد موفق از کمک کردن به دیگران جهت دسترسی به اهدافشان دریغ نمی کنند.

-عملگرایی از ویژگی های مهم افراد کارآمد است.

-استفاده از نظریات و تجربه های شخصی دیگران

-جدیت در کارها

-وظیفه شناسی که بیانگر عملکرد موثر شخص است.

-آینده نگری در کارها و امور مربوطه

-استراحت و تغذیه مناسب.استراحت نباید منجربه تنبلی فرد گردد و باید از پرخوری که باعث آسیب جسم و قوای بدنی-ذهنی می گردد پرهیز کرد.

-بخشش خود و دیگران به هنگام بروز اشتباهات

-زندگی کردن در زمان حال و لحظه اکنون نه در گذشته

-پرهیزاز انتقادات غیر موثر و بی جا نسبت به دیگران و بررسی انتقادات دیگران نسبت به خود

-نه گفتن به خواسته های بی جای دیگران

-دسترسی به اطلاعات بیشتر در حوزه کاری خود و به روز بودن

-پرهیز از انجام کارهای جزئی-فرعی و بی اهمیت

-انعطاف پذیر بودن و تغییر عقیده به هنگام اشتباهات

-شنونده خوب بودن که نشان دهنده اهمیت دادن به دیگران است.

-دوست داشتن خود و دیگران

-پایبندی به اصول اخلاقی

-داشتن برنامه هایی جهت برقراری ارتباط بیشتر با اشخاص با نفوذ و کارا

-سماجت در کارها و پی گیری امور

-پیاده روی و ورزش

-مذاکره به هنگام بروز اختلافات و یافتن زمینه هایی مشترک جهت ادامه مذاکرات

-کسب مهارت در حرفه خود و تقویت مداوم آن

-ایجاد ارتباطات اجتماعی قوی و موثر

-تصمیم قاطعانه در انجام امور

-تلاش و کوشش بیشتر و هدفمند نسبت به گذشته

-بایگانی اطلاعات. افراد موفق,اطلاعات مهم را بایگانی می کنند تا در موقع لزوم بتوانند مجددا از آن استفاده کنند.

-تفکر بر روی هدف های واقعی و اصلی

-پرهیزاز تلفن های غیرضروری و تنظیم مدت زمان تلفن های ضروری

-پرهیزاز برنامه های بی محتوای تلویزیون

-تفکر و تجسس بر روی راه حل ها نه مشکلات. درحقیقت فرد باید به گونه ای عمل کند که ازطریق افکار خلاق خود,مشکلات را حل کند نه اینکه در خود مشکل غرق گردد.

-دوست داشتن خود و برای خویشتن ارزش قائل شدن

-داشتن انگیزه قوی و پشتکار

-حفظ هوشیاری در همه حال

-تقویت ذهن و جسم

-آمادگی داشتن جهت یادگیری بیشتر. همواره مطالب مهمی برای یادگیری وجود دارد و انسان ها در هیچ زمینه ای کامل نیستند.

-به جای انجام کارهای غیرضروری,باید به کارهای کلیدی و مهم پرداخت.

-برطرف کردن نقاط ضعف اصلی و عواملی که باعث محدودیت ما می گردند.

-گفتگو با خود. گفتگوهای مثبت و سازنده باعث افزایش اعتماد به نفس و موفقیت بیشتر فرد می شود.

-کنترل احساسات جهت کنترل زندگی و سلامت جسم

-شهرت یافتن ازنظر عملکرد عالی

-پرهیزاز پیش فرض های غلط

-حرکت گام به گام و مرحله به مرحله. عموما پیشرفت در کارها,جهشی نیست بلکه مراحلی دارد که فرد لازم است این مراحل را طی کند.

-افزایش کیفیت کارها.افراد موفق بر کیفیت امور تاکید دارند نه بر کمیت آن.

-تمرکز جهت دستیابی به ایده های جدیدتر

-رعایت نظم و انضباط در کارها

-استقامت در برابر مشکلات

-جلب اعتماد دیگران

-افزایش سرعت عمل در کارها

*استفاده از مطالب فقط در صورت ذکر منبع وبلاگ مجاز است.

نویسنده: فیزیوتراپیست ابراهیم برزکار

                                               فیزیوتراپی و کاربردهای آن

                                              اهمیت فیزیوتراپی در نظام سلامت 

لیست وبلاگ های رسمی

ویدیوها در آپارات

مسئولیت پذیری و ویژگی های افراد مسئولیت پذیر

 

مسئولیت پذیر بودن باعث انجام بهتر و صحیح تر کارها و پروژه ها می گردد. اشخاص مسئولیت پذیر به علت پاسخگو بودن قابل اعتمادترند و جلب اعتماد دیگران یکی از زمینه های مهم پیشرفت است.

مسئولیت پذیری همراه با قبول مسئولیت های بزرگتر (به شرطی که فرد شرایط لازم و کافی امور مربوطه را داشته باشد) عاملی مهم جهت تسریع روند پیشرفت های فردی و اجتماعی است. این ویژگی در هر حرفه یا شغلی بر میزان اعتبار اجتماعی شخص می افزاید. احساس ارزشمند بودن و عزت نفس از نتایج دیگر آن است. اینان به دلیل اعتباری که در جامعه کسب می کنند برجسته تر هستند و به بدین ترتیب ترقی و پیشرفت را نصیب خود و جامعه می کنند. 

 

ویژگی های افراد مسئولیت پذیر:

*داشتن اعتماد به نفس

*فعال بودن و پویایی

*قبول شکست ها درصورت ناکامی به جای مقصر دانستن دیگران یا توجیه شکست ها

*تلاش جهت جبران ناکامی ها

*انعطاف پذیر بودن درصورت لزوم

*پاسخ گو بودن نسبت به امور محوله

*هدفمند کردن فعالیت ها

*برنامه ریزی جهت دسترسی به اهداف از قبل تعیین شده

 

درصورت آموزش صحیح در محیط خانه و اجتماع جهت استقلال افراد در اولین فرصت ممکن، مسئولیت پذیری آنان نیز در آینده بیشتر می شود. همچنین اگر مسئولان جامعه ای نسبت به اموری که به آنان محول شده است، مسئولیت پذیر نباشند، به علت اثرات سویی که این مسئله برجای می گذارد، یک ضد ارزش به ارزش تبدیل می شود و ازطرفی دیگر یک معضل فرهنگی ایجاد می کند به نحوی که افراد به جای تلاش درجهت رفع مشکلات و بررسی علل ناکامی ها، آن را توجیه کرده و به دنبال مقصر و علت دیگری می گردند تا خود را پاک و لایق نشان دهند. بدین ترتیب زمینه یادگیری رفتارهای ناصحیح در جامعه اتفاق می افتد که این خود عامل عقب ماندگی و درماندگی آن کشور در حوزه های مختلف خواهد شد.

مطالب مرتبط:

اصول کامیابی (اسرار موفقیت) 

عوامل موثر بر بهبود روابط اجتماعی 

-------------------------------------

                                              فیزیوتراپی و کاربردهای آن

                                              اهمیت فیزیوتراپی در نظام سلامت 

یادگیری و نظریه های یادگیری

 

هیلگارد روانشناس آمریکایی در یک تعریف جامع یادگیری را اینگونه تعریف می‌کند:

 " یادگیری یعنی؛ تغییر نسبتا پایدار در رفتار که بر اثر تجربه در توانایی‌های بالقوه فرد بوجود می‌آید."

 

دیدکلی

  • تفاوت سطح انسان قرن 21 با اجداد غارنشین را چه چیزی پر می‌کند؟
  • یادگیری در زندگی انسان چه نقشی دارد ؟
  • ایا یادگیری محدود به مدارس و آموزشگاهها است ؟

    نقش یادگیری در همه صحنه‌های زندگی نمایان است. یادگیری تنها آموختن مهارتی خاص با مطالب درسی نیست؛ بلکه در رشد هیجانی ، رشد شخصیتی ، تعامل اجتماعی انسان دخالت دارد. انسان یاد می‌گیرد که از چه چیزی بترسد، چه چیزی را دوست بدارد و کجا چگونه رفتار کند. در واقع نوزاد از همان لحظه تولد درگیر فرآیند یادگیری می‌شود و این توانایی است که باعث پیشرفت و تفاوت روزانه او تفاوت انسانهای یک نسل از انسانهای نسل قبل از خودشان می‌شود.

    فرآیند یادگیری با توجه به اهمیتش همیشه مورد توجه بوده و در این مورد دانشمندان بسیاری اظهار نظر ، پژوهش و نظریه پردازی کرده و جواب بسیاری از سوالات را روشن کرده‌اند، بطوری که می‌توان با صراحت و اطمینان در مورد اینکه "یادگیری چیست ؟ ، چگونه رخ می‌دهد و عوامل موثر کدام هستند ؟ " بحث کرد.

ویژگی‌های یادگیری

تغییر در رفتار

یادگیری همره با "تغییر" است، به گونه‌ای که بعد از کسب یادگیری موجود زنده (از جمله انسان) رفتارش (بیرونی یا درونی) به یک روش یا حالت جدید تغییر می‌یابد. این تغییر هم در رفتارهای ساده و هم در رفتارهای پیچیده دیده می‌شود.

پایداری نسبی

درست است که یادگیری همراه با تغییر است ولی هر تغییری یادگیری محسوب نمی‌شود، بلکه تغییرات ناشی از یادگیری پایداری (Permanency) دارند؛ و تغییراتی که پایداری نداشته باشند را نمی‌توان به یادگیری نسبت داد (نظیر تغییرات ناشی از مصرف دارو یا مواد ، هیجانها ، خستگی و... که پس از رفع اثر دارو ، موضوع هیجان یا رفع خستگی و...تغییرات نیز ناپدید می‌شوند). فردی که مسئله یا چیزی را یاد گرفته است تغییرات حاصل از آن را همواره با خود دارد و در مواقع لازم به اجرا در می‌آورد.

توانایی‌های بالقوه

یادگیری در فرد نوعی توانایی ایجاد می‌کند، بدین معنی که " تغییرات پایدار در رفتار" نتیجه تغییر در "توانایی‌ها" است، نه تغییر در رفتار ظاهری. اگر طرف دیگر این توانایی‌ها همیشه مورد استفاده قرار نمی‌گیرند بلکه بعضی مواقع بصورت بالقوه هستند و هر وقت موقعیت و فرصت استفاده فراهم شود؛ از حالت بالقوه خارج و به حالت بالفعل (عمل) در می‌آیند. مثلا فردی که دوچرخه سواری را یادگرفته است، اگر موقعیت دوچرخه سواری برای او فراهم نباشد این توانایی بصورت بالقوه در فرد باقی می‌ماند و هر وقت موقعیت و فرصت دوچرخه سواری فراهم شود (مثلا یک دوچرخه در اختیار او قرار گیرد) این توانایی از بالقوه به بالفعل (حالت عمل) در می‌آید. این بدان معنی است که یادگیری هیچ وقت از بین نمی‌رود.

تجربه

هر نوع تغییر در توانایی‌های بالقوه زمانی یادگیری محسوب خواهد شد که بر اثر "تجربه" (Experience) باشند، یعنی"محرک‌ها" (عوامل) بیرونی و درونی بر فرد (یاد گیرنده) تاثیر بگذارد (نظیر خواندن کتاب ، گوش دادن به یک سخنرانی ، زمین خوردن کودک و فکر کردن در باره یک مطلب و ...) بدین ترتیب تغییرات پایداری که در توانایی افراد بوسیله عواملی به غیر از تجربه بدست می‌آید یادگیری محسوب نمی‌شود. تغییرات پایدار غیر تجربه‌ای بیشتر عوامل رشدی را دربر می‌گیرند (نظیر عضلانی شدن ، دندان درآوردن ، تغییرات بلوغ ، پیر شدن و ...).

یادگیری یا وراثت

بحث در مورد نقش و وراثت (Inheritance) به سه نظریه متفاوت که هر یک طرفداران خود را دارند؛ منتهی یادگیری  می‌شود. گروه اول از این دیدگاه دفاع می‌کنند که "این وراثت است که رفتار و اعمال ما را شکل می‌دهد و یادگیری نقشی زیادی ندارد. گروه دوم به نقش مطلق یادگیری تاکید و وراثت را رد می‌کنند. اما در دهه‌های اخیر نظریه سومی نیز مطرح گردید که در آن بر نقش "تعاملی وراثت و یادگیری" تاکید شده است. هم از لحاظ نظری و هم از دیدگاه تحقیقی نظریه سوم بهترین دیدگاه و راهکار را دارد. از دیدگاه این گروه هیچ کدام مطلق نیستند، بلکه آنها کامل کننده یکدیگر هستند. 

"انسان موجودی یادگیرنده است اما انسان چیزی را یاد نمی‌گیرد، مگر آنکه قبلا در ساخت ژنتیکی‌اش ، توانایی‌ها و برنامه ریزی‌هایی وجود ندارند که مستقل از توارث باشد و هیچ رفتاری وجود ندارد که تحت تاثیر یادگیری قرار نگیرد مثلا کودکان بعد از سن معینی شروع به "خزیدن ، ایستادن و راه رفتن" می‌کنند (نقش وراثت) با این حال در ابتدا نواقص و مشکلات زیادی دارند که با گذشت زمان و در اثر تجاربی که بدست می‌آورند، آنها را اصلاح می‌کنند (نقش یادگیری).

نظریه‌های یادگیری

تداعی گرایی (Associationism)

تداعی سنت گرایی از ارسطو فیلسوف یونانی باقی مانده است که در اواخر قرن نوزده و در اوایل قرن بیستم بصورت علمی و با عنوان‌های "شرطی سازی ، نظریه‌های محرک - پاسخ و رفتار گرایی" در آزمایش‌های پاولف (Pavlov )، ترندایک ( Thorndike) و اسکینر (Skinner) و ..." مورد مطالعه واقع شده است. این نظریات بر پیوند بین محرک‌ها و پاسخ‌ها تاکید و یادگیری را حاصل آن می‌دانند. این نظریات "شناخت ، تفکر " و هر فرآیندی را که قابل مشاهده مستقیم نباشد را مردود می‌دانند.

یادگیری اجتماعی (Social Learning)

نظریه یادگیری اجتماعی شکل دیگری از نظریه‌های تداعی گرا است که در کارهای البرت بندورا (Albert Bandura) و جولیان راتر (Julien Rotter)دیده می‌شود. این نظریه‌ها هم بر رابطه "محرک- پاسخ" تاکید دارند ولی در کنار آن بوجود "متغیرها و عوامل شناخت درونی" واسطه بین "محرک- پاسخ" اعتقاد دارند. این کار آنها بازتاب و تقویت کننده رویکردهای شناختی در روانشناسی است.

شناخت گرایی (Cognitiveism)

تاکید "رویکرد شناختی" معمولا ، بر ادراک (Perception) ، تصمیم گیری (Decision making )، پردازش اطلاعات و... است این نظریه‌ها در مخالفت با "تداعی گرایی افراطی" بوجود آمدند. در واقع این نظریه‌ها به جنبه‌هایی از فرآیند یادگیری توجه کردند که در نظریه‌های تداعی گرا کنار گذاشته و حتی مردود اعلام شده بود. از نظریه پردازان این حوزه می‌توان با نظریه‌های (Gestalt)، پردازش اطلاعات و ... اشاره کرد.

حافظه و یادگیری

به نظر می‌رسد انسان هر چه دارد (منظور پیشرفت‌ها) از برکت وجود حافظه (Memory) دارد. در واقع اگر حافظه نبود، شواهدی هم برای وجود یادگیری در دسترس نبود. گفته شده اگر حافظه نبود انسان مجبور بود هر لحظه و هر روز روشن کردن آتش را یاد بگیرد. بدین ترتیب حاقظه و یادگیری بطور جدایی‌ناپذیری باهم ارتباط دارند. حافظه ، یادگیری را با ذخیره کردن تجربیات و یکپارچه کردن آنها تسهیل می‌کند. 

برای ثبت ، نگهداری و بازخوانی موضوعات یادگرفته شده مراحل سه گانه "رمز گردانی (Coding)، اندوزش (Storage) و بازیابی (Retrieval) لازم است. و این سه مرحله خود در قالب انواع سه گانه حافظه یعنی حافظه فوری(Immediate Memory)، حافظه کوتاه مدت Short- Term Memory)) وحافظه بلند مدت (Long- Term Memory) مورد بررسی قرار می‌گیرد.

فیزیولوژی یادگیری و حافظه

تمام اتفاقات مربوط به یادگیری (چه از نوع تداعی و چه از نوع شناختی) و تمام مراحل و فرایندهای مربوط به حافظه در مغز انجام می‌گیرد. تحقیقات زیادی درمورد محل و موقعیت نورونهایی که با یادگیری و حافظه در ارتباط هستند، شده است تا به سوالاتی از قبیل "مکانیزم عصبی یادگیری و یادآوری چگونه است؟ ، چگونه خاطره‌ها نگهداری می‌شوند؟ و... پاسخ داده شود.

این تحقیات به نظریه‌های زیاد و متفاوتی مانند نظریه تثبیت (Consolidation Theory) ، نظریه سنتز پروتئین (Portion Synthesis Theory) ، نظریه میانجی‌های عصبی (Neurotransmitter Theory) و... منجر شده است. اما باز هم اطلاعات و آگاهی انسان از فرایند دقیق این اعمال ناقص است و پژوهش‌هادر این زمینه ادامه دارد.

گستره روانشناسی یادگیری

کلید ورود به مطالعات و مباحث روانشناسی مطالعه و آگاهی از روانشناسی یادگیری است. روانشناسی یادگیری پایه‌ای برای درک و فهم سایر حوزه‌های روانشناسی است و سایر حوزه‌های روانشناسی نیز از نظریات و تحقیقات روانشناسی یادگیری استفادهای وسیعی می‌برند. در کنار این موضوع روانشناسی یادگیری در زندگی روزمره از کاربردی‌ترین حوزه‌های روانشناسی است مدرسه ، آموزشگاه‌ها ، روشهای تربیت کودک ، آموزش رانندگی ، روش‌های درمانی و انتقال تجربیات از نسلی به نسلی دیگر به یادگیری و روشهای آن وابسته هستند.

چشم انداز این علم

این تفکر که "در آینده از اهمیت و جایگاه یادگیری کاسته خواهد شد"، محال است. توجه ، مطالعه ، اظهار نظر و نظریه پردازی در حوزه یادگیری و روش‌های آن از قدمتی چند هزار ساله برخوردار است و به نظر می‌رسد این وضع در آینده هم ، همین باقی خواهد ماند. انسان همیشه دنبال روش‌های جدید و بهتری برای یادگیری است. در حال حاضر پژوهش‌های مرتبط با "یادگیری شناختی" از پرکارترین و مقدم‌ترین حوزه‌ها است و در آینده هم این حوزه فعالیت بیشتری خواهد داشت.

منبع:http://www.roshd.ir/

مطالب مرتبط

نظریه دونالد اولدینگ هب درباره یادگیری

روش های بهبود روابط اجتماعی

 

در دنیای امروز مناسبات و روابط اجتماعی ازجمله مهمترین عوامل موفقیت افراد محسوب می شود. کامیابی و موفقیت بدون برقراری روابط اجتماعی مناسب تقریبا غیر ممکن است. مثلا بسیاری از کارکنان یک سازمان به نوعی (کمتر یا بیشتر) به یکدیگر وابسته اند و یا فردی را خارج از سازمان مربوطه در نظر بگیرید که کارش در ارتباط با همین سازمان قابل انجام است. در هر دو مورد ما با اشخاص سروکار داریم,افرادی که انسانند و عموما نسبت به نوع برخورد دیگران با خود شدیدا حساس هستند(هم چنان که خودمان هم اینگونه ایم). بدون تردید افرادی که روابط اجتماعی بهتری برقرار می کنند,شاهد موفقیت های بیشتری خواهند بود.

 

مهمترین عواملی که در بهبود روابط اجتماعی نقش دارند عبارتند از:

  1. تحسین و تعریف واقعی از دیگران
  2. لبخند زدن یا تبسم
  3. جدی بودن همراه با شوخ طبعی با توجه به شرایط
  4. ظاهر مناسب و آراسته
  5. انتقادپذیربودن 
  6. حفظ روحیه اعتماد به نفس 
  7. تناسب حرکات و رفتار
  8. بیان و کلام مناسب
  9. آمادگی داشتن جهت پذیرش مسئولیت های بزرگتر
  10. شکستن تفکرات سنتی 
  11. پویایی و عدم ایستایی
  12. پرهیز از کینه و انتقام جویی
  13. حفظ خونسردی
  14. پرهیز از تعصب
  15. نگرش مثبت نسبت به خود و دیگران
  16. احترام گذاشتن به دیگران
  17. شنونده خوب بودن
  18. دسترسی به اطلاعات بیشتر و تازه تر

مطالب مرتبط:

اصول کامیابی (اسرار موفقیت)

مسئولیت پذیری

---------------------------

                                                 فیزیوتراپی و کاربردهای آن

                                              اهمیت فیزیوتراپی در نظام سلامت