توجه، فرایند رفتاری و شناختیِ تمرکز انتخابی بر جنبه‌ای مجزا از اطلاعات ـ چه ذهنی فرض شوند چه عینی ـ است، در حالی‌که سایر اطلاعات فهمیدنی را نادیده می‌گیریم. توجه را همچنین به تخصیص منابع پردازش محدود ارتباط داده‌اند.

در زمینه پردازش اطلاعات در مغز انسان، توجه فرایندی است که در لحظه‌ای مشخص بعضی از اطلاعات را می‌افزاید و سایر اطلاعات را مهار می‌کند. افزایش اطلاعات به ما کمک می‌کند تا بعضی از آن‌ها را برای پردازش بیشتر انتخاب کنیم و مهار اطلاعات این امکان را فراهم می‌آورد تا بعضی از آن‌ها را نادیده بگیریم.
در طول روز و طی حتی یک دقیقه، در معرض اطلاعات ادراکی بسیار زیادی قرار می‌گیریم. مغز ما برای پردازش اطلاعات این ظرفیت را ندارد که به یک‌باره از داده‌های ثابتِ منابع مختلف سر درآورد. پس ما چگونه از عهده آن برمی‌آییم؟ چگونه موفق می‌شویم از ایجاد باراضافی اطلاعات و در نتیجه ناتوانی در عمل جلوگیری کنیم؟ چگونه لحظه‌به‌لحظه اطلاعات معنادار را گزینش و از حواس‌پرتی ناشی از اطلاعات بی‌ربط دوری می‌کنیم؟ یک راه‌ آن این است که بر بعضی از بخش‌های خاص اطلاعات متمرکز شویم و به دلیل اهمیت آنی در وضعیتی خاص، به جای سایر بخش‌های اطلاعات موجود آن را برای پردازش انتخاب کنیم.
«توجه‌کردن» شامل فرایندهای پویایی است که افزایش یا گزینش اطلاعاتی خاص و مهار سایر اطلاعات را در بر دارند. می‌توانید توجه را سازوکاری در نظر بگیرید که پردازش را کنترل می‌کند، طوری‌که غرق اطلاعات بیش از حد نشویم. عوامل درون‌زا، مانند دانش و اهداف فرد و عوامل برون‌زا، مانند برجستگی یا بارزبودن اطلاعات بیرونی ممکن است بر گزینش اثر بگذارند.
براساس نظریه‌ای معاصر، توجه رقابتی در میان منابع مختلف اطلاعات است که برای پردازش بیشتر خود را به هر طریقی که شده نمایان می‌سازند.
هنگامی‌که موفق نمی‌شویم به اطلاعات توجه کنیم، چه نوع اطلاعاتی را از دست می‌دهیم؟ یک نوع از این عدم موفقیت‌ها زمانی روی می‌دهد که با اطلاعات بسیار زیادی به طور همزمان مواجه می‌شوید. این‌ها را عدم موفقیت گزینش در فضا می‌نامند. عدم موفقیت در توجه‌کردن همچنین ممکن است درباره اطلاعاتی رخ بدهد که به‌موقع آشکار نمی‌شوند. وقتی اطلاعات جدید (حتی به میزان اندک) به صورت جریانی سریع پدیدار می‌شوند، صرف وقت برای پردازش آن‌ سبب می‌شود سایر اطلاعاتِ در راه را از دست بدهید. در نتیجه آنچه را که ما آن را عدم موفقیت در گزینش به‌موقع می‌نامیم، رخ می‌دهد. عدم موفقیت در نشان‌دادن توجه به اطلاعات در فضا یا عدم موفقیت در توجه به‌موقع، پیامد جنبی سیستمی (یعنی سیستم توجه انتخابی) است که از ایجاد باراضافی اطلاعات نامرتبط در مغزمان پیشگیری می‌کند.
ما فقط بخشی از اطلاعات پیرامونمان را انتخاب می‌کنیم و به بقیه توجه چندانی نشان نمی‌دهیم. تغییر کوری (عدم تشخیص تغییرات در ویژگی‌های فیزیکی صحنه) نشان می‌دهد که به همه اطلاعات موجود توجه نمی‌شود و پس از آن هم آشکار نمی‌شوند.
توجه از طریق پردازش سر ـ ته (top-down processing) هدایت و کنترل می‌شود که به شیوه‌ای انعطاف‌پذیر و پویا تغییر می‌کند؛ آنچه در یک لحظه مهم است شاید در لحظه بعدی اهمیتی نداشته باشد و اهداف ما براساس آن تغییر کند. دانش، باورها، اهداف و انتظارات، سرعت و دقت فرایندهایی را تغییر می‌دهند که اطلاعات معنادار یا دلخواه را گزینش می‌کنند. توانایی به‌کارگیری پردازش سر ـ ته برای اثرگذاری بر گزینش و توجه به سازگاری بسیار کمک می‌کند و چنین پردازشی روشی مؤثر برای انتخاب اطلاعات مهم از جریان ورودی‌هاست.
با این حال، به سبب انبوه محرک‌های رقابت، توجه انتخابی سر ـ ته همیشه بی‌درنگ منتهی به کسب هدفتان نمی‌شود.

عدم موفقیت در گزینش در فضا
عدم موفقیت در گزینش اطلاعات در فضا همچنین ممکن است هنگامی رخ دهد که محرک‌های اندکی وجود دارند. به طور مثال، اگر فقط با دو منبع اطلاعات به طور همزمان مواجه شوید (مثلاً نمایشی در تلویزیون و داستانی در روزنامه) و لازم باشد که هر دو را پردازش کنید، نخواهید توانست به درستی آن را انجام دهید. در مقایسه با توانایی پردازش اطلاعاتِ فقط یک منبع، توانایی عطف توجه به دو منبع ضعیف‌تر است، زیرا انجام‌دادن هر دو کار باهم پیامدی در پی دارد. وقتی می‌کوشید هر دو کار را با هم انجام بدهید دو احتمال پیش می‌آید: یا کاملاً نمایش تلویزیونی را دنبال خواهید کرد و کل داستان روزنامه را از دست خواهید داد (یا برعکس)، یا بخش‌هایی از هر دو را از دست خواهید داد.
تمرکز بر یک منبع ورودی برای جلوگیری از تمرکز بر منبعی دیگر را توجه متمرکز می‌نامند. درباره توجه تقسیم‌شده که در آن به بیش از یک منبع توجه می‌شود، اطلاعات منتخب ناقص هستند.
یک توضیح برای از دست‌دادن اطلاعات به هنگام توجه تقسیم‌شده این است که دو منبع اطلاعات برای جلب منابع محدود توجه با هم رقابت می‌کنند. گاهی به این فرایند «تلاش ذهنی» می‌گویند. تصویر بسیار ساده اما مفید این فرایند این است که ما همه به صورت مشترک مجموعه‌ای از تلاش‌های ذهنی را دارا هستیم که وظایف از آن بهره‌برداری می‌کنند. هرچه این وظایف دشوارتر و بیشتر باشند، از این مجموعه «تلاش‌های ذهنی» بیشتر استخراج می‌شوند. زمانی‌که ظرفیت موجود کمتر از حد لازم برای تکمیل یک وظیفه باشد، عدم موفقیت فراوان‌تر است. وقتی که وظایف آسان‌تر یا کمترند، تقاضا برای بهره‌برداری از این منبع محدود کمتر است.

عدم موفقیت در گزینش به‌موقع
به سبب وجود محدودیت‌ در میزان اطلاعاتی که باید به طور همزمان در فضا پردازش شوند، محدودیت‌هایی نیز در سرعت پردازش اطلاعات طی توالی زمان وجود دارند. این محدودیت‌ها با درجه‌ها و کیفیت‌های متفاوت درباره همه مصداق دارند.
چشمک‌زدن توجه (attentional blink) دوره‌ای کوتاهی است که طی آن اطلاعات ورودی ثبت نمی‌شوند، در واقع مشابه به پوشش فیزیکی اطلاعات بصری هنگام بازوبسته‌کردن چشم است. پدیده چشمک‌زدن توجه همچنین برای دو شی‌ء (نه فقط حروف) رخ می‌دهد که پشت سرهم نمایش داده می‌شود. صفت بارز چشمک‌زدن توجه، عدم تشخیص‌ محرکی است که در چارچوب زمانی مشخص پس از ارائه محرک پیشین ارائه می‌شود. هنگامی‌که محرکی به سرعت ارائه می‌شود، به نظر می‌رسد که توجه به اولی، مانع توجه به دومی می‌شود که این نشان‌دهنده عدم گزینش به‌موقع است.
پدیده کوری تکرار (repetition blindness) نشان می‌دهد هنگامی که وقت زیادی نداریم، بازنمایی دوم یا مجزایی از شیئی که تازه پردازش کردیم شکل نمی‌دهیم و بنابراین از تکرار آگاه نیستیم.

منابع محدودیت
چرا موفق نمی‌شویم اطلاعات را در فضا یا به‌موقع گزینش کنیم؟ برخی استدلال کرده‌اند که این عدم موفقیت در هدف حسی است؛ یعنی محدودیت به معنای واقعی کلمه، در چشم بیننده (یا اگر محرک شنیداری است، در گوش شنونده) است. دید محیطی انسان بسیار دقیق نیست و در بسیاری از مطالعات، به نظر می‌رسد اطلاعاتی را که شرکت‌کنندگان از دست داده‌اند در لبه‌های صفحه نمایش قرار داشته‌اند. اما عدم موفقیت در گزینشِ تمام اطلاعات موجود را نمی‌توان صرفاً با کاهش حدت بینایی برای اطلاعاتی شرح داد که دورتر از مرکز میدان دید پدیدار می‌شوند.
بعضی از روش‌ها مفهوم تنگنا یا محدودیت در میزان اطلاعاتی را پیشنهاد کرده‌اند که یک‌بار پردازش می‌شوند. به علت همین تنگنا، بعضی از عملیات‌های ذهنی اصلی باید پی‌درپی انجام شوند.
فرد ممکن است نداند که آیا این کاهش اتفاق می‌افتد چون وقتی همه اطلاعات مشابه هستند تداخلات بسیاری وجود دارند یا به این علت که همه بصری (یا شنوایی) هستند و ما فقط نمی‌توانیم از پس میزان داده‌های ارائه‌شده برآییم. در واقع، هنگامی که نوع اطلاعات هر دو منبع یکسان باشند تداخل بیشتر است، تا هنگامی‌که از انواع متفاوتی باشند.
اما محدودیت کلی‌تر است و عدم موفقیت در گزینش اطلاعات رخ می‌دهد حتی اگر منابع اطلاعات از دو نوع متفاوت باشند یا حتی اگر اطلاعات با دو حالت حسی گوناگون ارائه شوند، مثلاً یکی شنوایی و دیگری بصری؛ گرچه این تداخل بیشتر از مواقعی نیست که نوع اطلاعات یکسان هستند.

موفقیت‌های گزینش
خوشبختانه سیستم توجه طبیعی، خاموش‌تر از آنی نیست که ممکن است به نظر برسد. با وجود آنکه بسیار مستعد عدم موفقیت در گزینش هستیم ـ زیرا ممکن است اطلاعات بیش‌ازحدی در یک مکان وجود داشته باشند یا اطلاعات بیش‌ازحدی به سرعت و به‌موقع جریان یابند یا اینکه توجه ما تقسیم شده باشد ـ، موقعیت‌های بسیاری وجود دارند که می‌توانیم با موفقیت و به طور نتیجه‌بخش اطلاعات لازم را گزینش کنیم.
نوعی از فرایند توجه که جنبه ارادی دارد، سر ـ ته است؛ از درون (به طور مثال از دانش فرد) نشئت می‌گیرد و بنابراین توجه درون‌زا (endogenous attention) نام دارد. اما این نوع هدف هدایت‌کننده یا توجه سر ـ ته ممکن است نادیده‌ گرفته شود: محرک برجسته و قدرتمند توجه شما را جلب می‌کند و شما را از کاری که در دست دارید دور می‌سازد. از این رو توجه جلب‌شده را توجه برون‌زا (exogenous attention) می‌نامند زیرا به وسیله محرکی که در بیرون از خود فرد ایجاد شده است، به شیوه وارونه هدایت می‌شود.

توجه مبتنی بر شیء
ما در زندگی خود با انواع اشیاء و نیز انواع جانداران و بی‌جانان احاطه شده‌ایم و همان‌گونه که توجه‌مان به مکان‌هایی در فضا و موقعیت‌های در توالی زمان جلب می‌شود به این‌ها نیز توجه نشان می‌دهیم. مطالعات اخیر درباره توجه مبتنی بر شیء نشان می‌دهد زمانی که توجه به سوی شیء جلب می‌شود، تمام بخش‌های آن شیء به طور همزمان برای پردازش انتخاب می‌شوند. بسیاری از مطالعات در زمینه توجه مبتنی بر شیء نشان می‌دهند که شیء و بخش‌ها و ویژگی‌های مربوط به آن با هم انتخاب می‌شوند.

توجه چگونه کار می‌کند؟
شماری از نظریه‌های گوناگون درباره پردازش اطلاعات می‌کوشند تا پویایی اثر توجه را نشان دهند. اگر چه هیچ‌یک از این نظریه‌ها تمام پدیده توجه را که تا کنون شرح داده‌ایم، توضیح نداده‌اند، بینش‌های مهمی درباره اصول زیربنایی اثرات توجه ارائه کرده‌اند.
در روانشناسی شناختی روش وجود دارد که شرح می‌دهد توجه بصری چگونه عمل می‌کند. اینروش، روش کانون توجه ویلیام جیمز است که شرح داده است توجه، کانون (focus) و لبه (margin) و حاشیه (fringe) دارد. کانون محدوده‌ای است که اطلاعات را با وضوح بسیار از صحنه‌های بصری انتخاب می‌کند، مرکز هندسی جایی‌که توجه بصری به سوی آن هدایت می‌شود. پیرامون کانون، حاشیه توجه است که اطلاعات را به شیوه خام‌‌تری (یعنی با وضوح کم) گزینش می‌کند. این حاشیه به بیرون و به محدوده‌ای مشخص‌شده گسترش می‌یابد که لبه نامیده می‌شود.

در قرن بیستم، پژوهش پیشگام ویگوتسکی و الکساندر لوریا منجر به روش سه‌بخشی نوروسایکلوژی شد که شرح می‌دهد مغزِ مشغول به کار با سه فرایند فعال، توجه و حافظه و فعال‌سازی قشر مغزی بازنمایی می‌شود.

ترجمه: زهرا حسینیان

http://www-psych.stanford.edu/~ashas/Cognition%20Textbook/chapter3.pdf

منبع:http://www.thinkingacademy.org/

کتاب تفکر و مهارت های آن با رویکرد شناختی

 نویسنده: ابراهیم برزکار

 

تهیه کتاب در تهران: تهران - میرداماد - میدان مادر - خ شاه نظری - خ مددکاران - دانشکده توانبخشی - واحد کتابفروشی. موسسه پگاه                  کد پستی: 1545913487

تلفن:        02122223566

فکس:      02122901956                                   

مدیریت: آقای محسنی           همراه: 09121208867

 تهیه کتاب در آمل: خیابان هراز- آفتاب 40- شهر کتاب

ایمیل نویسنده:         ebrahimbarzkar@gmail.com

 

فهرست مطالب کتاب :

فصل اول : تفکر و انواع تفکر

فصل دوم : مهارت های تفکر

فصل سوم :تصمیم گیری و حل مسئله (تفکر در عمل)

فصل چهارم : علوم اعصاب شناختی و تفکر

فصل پنجم :ادراک و توجه

فصل ششم :حافظه

لیست وبلاگ های رسمی من

ویدیوها در آپارات